نیمخط ۲
این حالوهوایی نیست که قبلا تجربهش کرده باشم. اینجایی که هستم، بهواسطه شغل الانم، چیزهای بیشتری میشنوم. آدمها انگار یه گوشه از دردِ دلهاشون، روایت دیدهها و چشیدههاشون که کمتر جرات صحبتکردن دربارهش رو دارن اینجا راحتتر تعریف میکنن. جوری از داغ و غم مردمی که این چند روز عزیز از دست دادن یا آسیبدیدن دوست و نزدیکانشون رو دیدن متاثر شدم که یادم رفته تا چند روز پیش برای چه چیزهایی توی زندگی شخصیم غصه میخوردم.
ساعت کاریمون کمی محدود شده. نت ندارم که به کار دومم برسم. پس وقت آزاد بیشتری دارم که سعی میکنم با کارهای خونه پرش کنم یا بیشتر استراحت کنم. چون این چیزیه که بیشتر بهش نیاز دارم.
جناب کوروش کپی-پیست میکنن .
فکر کنم تو بروز شدهها میگردن رندوم پیست میکنن کامنت میذارن.
حاضرم شرط ببندم این کسی که به اسم کوروش به شما پیام داده، همونه که به نام زینب به من کامنت های درب وری میده همیشه
یا خود خودشه یا باهم دستشون تو یه کاسه است
401 هم اغتشاشگرای تروریست چند روزی زندگی مون و مختل کردن ولی سپاه و بسیج عزیز با نیروی انتظامی و راهپیمایی های مردم جمعشون کردن
نگران نباشید اسرائیل با بمبای آمریکا حریفمون نشد اینا که چارتا شل تنبونن :)