زندگی با طعم لادن

زندگی با طعم لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 277، از آزمایشگاه شیمی آلی به...

سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۴۴ ق.ظ

نشسته بودم کنار پنجره. سایه ی ساختمان بلند روبرو داشت روی زمین قد میکشید. همزمان کلی فکر توی سرم وول میخورد. با خودم کلنجار میرفتم فقط روی یکی تمرکز کنم، فرقی نداشت کدوم. از لحظه هایی که سرم پر از افکار در هم برهم میشه متنفرم. ابرای آسمون بازم بازیشون گرفته بود. هر لحظه یه شکل به خودشون میگرفتن. سعی کردم روی تخمین فاصله ی ابری که شکل پنگوئن به خودش گرفته بود با سایه ی ساختمان روبرویی که داشت به باغچه ی گلای محمدی نزدیک میشد تمرکز کنم. با لبخند همیشگیش وارد آزمایشگاه شد. همون طور که سرش رو خیلی ریز تکون میداد شروع کرد به صحبت کردن. هر وقت خوشحال یا هیجان زده بود این کار رو میکرد. پرسید: حالا گل ببرم خوبه؟ 

- نمیدونم! من بودم روم نمیشد ولی خوبیش اینه تو، تویی. خودت باش.

+ نه! دوست دارم یه چیزی ببرم براش. چه گلی ببرم؟

- باور کن نمیدونم. 

+ رز میبرم. صورتی یا سرخ؟ [ همین جور که سرش رو تکون میده یه چشمک آرومم میزنه ]

- تو که داری گل رز میبری، سرخ ببر. اونم یه عالمه...

رفت. بدجوری بهش حسودیم میشد. از بس همه کارا رو ساده میگرفت.

برگشتم سمت منظره ی بیرون ، سایه کمی به گلای محمدی نزدیک تر شده بود. بازی ابرا تموم شده و حالا هر کدوم لایه های نازکی بودن که خیلی آروم خودشون رو به دست باد سپرده بودن. بوی تند کلروفرم همه جا رو گرفته بود. این دختر سر به هوا آزمایشش رو به امان خدا ول کرد و رفت. پا شدم دو شاخه ی هیتر آزمایشش رو از برق کشیدم. دفتر کارم رو توی کشو گذاشتم و قفل کردم. حالا فقط یه فکر توی سرم میچرخید. تصور اینکه با دیدن اون دسته گل سرخ غیرمنتظره چه حالی میشد!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۱
لادن --

نظرات  (۱)

 سالن انتظار طبقه ی سوم درمانگاه مطهری شیراز دیگه براش فرقی نداشت که گل چه رنگی باشه،فقط منتظر بود وقت قرار برسه.اما خانم منشی همون قرار دوم یا سوم متوجه شد وبا لبخند اونارو می پایید!

اون جا نه آسمون پیدا بود نه ابرهاش!

بعدها لعنت فرستاد به اون کافه و به فال قهوه ای که بهش خندید.اما ته دلش رو لرزوند!

آسمون کمی بارید و الان ابری ه!

 

پاسخ:
صاف میشه آسمون... آبی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی