زندگی با طعم لادن

زندگی با طعم لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 307

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۳ ب.ظ

بی دلیل، بی ایده ای برای نوشتن این صفحه رو باز کردم. گاهی این عبارت "ارسال مطلب جدید " این گوشه خیلی وسوسه م میکنه برای نوشتن پست جدید. بر خلاف هیاهوی ذهنم ،این گرداب مخوفی که تمام محتویات کله م رو به هم ریخته، هیچ موضوع مشخصی برای نوشتن ندارم. بذار ببینم چیا مشخصه توی دل این مرداب.

فردا صبح باید بسته ی کتابام برسه. توی این بی پولی 180 دادم کتاب خریدم. دق کرده بودم از اینکه لیست خرید کتابام روز به روز بلندتر میشه و هیچ کدوم رو ندارم/ از بچگی مزه ی گوجه فرنگی رو دوست داشتم مخصوصا با پنیر / مقاله ی ارشدم رو که توی دستم میگیرم احساس میکنم هنوز کلی کار دارم که باید انجام بدم توی این حوزه / یه وبلاگ بود چند وقت پیش (گمونم بیش از یه سال) یه پست گذاشته بود معرفی کتابای جامعه شناسی، نمیدونم چجوری پیداش کنم/ واکنش درست در برابر خشونت خانگی چیه؟ چرا این سوال دست از سرم بر نمیداره / وحشتناکه خونه ت امن ترین جای دنیا نباشه / بلوز لی و شلوار کتون نخودی دوست دارم/ تصویر سازی و توصیفا و فضای کتابی که دارم میخونم کم نظیره ولی درک ناباکوف برام سخته / آخرش فقط کار،  اولشم فقط کار اصلا کلا فقط کار مهمه / موهامو کوتاه میکنم در حد یکی دو سانت/ تا حالا قطار سوار نشدم / یه ازدواج بد زندگی آدمو نابود میکنه. چرا عین خیالشون نیست؟ / احمقانه ترین نظریه تاریخ بشر، قانون جذبه. لجم میگیره از آدمایی که باورش دارن/ احمق ترین آدم دنیا اونیه که به آدمی که بارها ذات عوضیش رو نشون داده فرصت بده. عاشق ترین نه ها! احمق ترین / میگفت کاش همون دختر بامعرفتی که میشناختم میموندی. حالا من توی رودربایستی یا برای اینکه ثابت کنم اونقدرام بی معرفت نشدم هر از گاهی ازش سراغی میگیرم. خودم که میدونم دو زار نمی ارزه/ جلال آل احمد برای سیمین نوشته: تو کم خندیده ای ! این خانه را میسازم تا صدای خنده هایت از دیوارهایش بالاتر برود. / پاتوق روشنفکرا بوده اون خونه حالا موزه شده. هر کی رفت بازدید یادیم از من کنه معرفتی/ بوف کور رو خوندم، چشمهایش بزرگ علوی توی راهه، می مونه شوهر آهو خانم که یه فرصت مناسب بخرم یا بخونم یه جوری. اینا به روایتی پایه های ادبیاتداستانی عصر جدید کشورمونن./ دستام هنوز رنگ و بوی حنا داره. درگیر بو هستم وسواس گونه. امروز یه ساعت یه پرتقال رو بو کردم بعد پوست گرفتم خوردم بعدشم پوستش رو مزه مزه کردم. بوش فقط بو! / من مدرسه نرفته بودم که ازدواج کرد حالا بعد از این همه سال بالاخره صاحب فرزند شد اونم دوقلو/ بالاخره...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۳
لادن --

نظرات  (۱)

کتاب هارو خرید اینترنتی کردید؟از کجا؟
کتاب ها ونویسنده های خوبی اسم بردید.لولیتا از ناباکوف خوندنیه.شوهر آهو خانم یکی از معدود کتاب هایی است که فیلم ش هم ساخته شد.
چشمهایش!ماکان...
از سیمین دانشور گفتید،حیفه جزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان رو نخونید.صادق خان هدایت با توپ مرواری و کاروان اسلام هم شناخته میشه!

من بیشتر برگ درخت نارنج توی مشت میگیرم و بو می کنم!

پاسخ:
یه تعداد از کتابا رو از کتابخونه امانت می گیرم. یه تعداد رو هم میخرم. اینترنتی از سایت 30 بوک راضیم. 

خوش به سعادتتون ! درخت نارنج! بوی نارنج !

از جلال آل احمد و سیمین دانشور باید بیشتر بخونم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی