زندگی با طعم لادن

زندگی با طعم لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

بوی پرتقال که روی دست جا می مونه و وسط ورق زدن کتاب، موقعی که میخوام یه دسته موی بازیگوش رو پشت گوشم بفرستم می پیچیه توی بینیم.


بوی برنج عطری که داره روی شعله قل قل می کنه تا کته بشه، وقتایی که چهار زانو میشینم روی اپن و پایین رفتن آب قابلمه رو دنبال می کنم و زیر لب زمزمه می کنم: وقتی ای دل به چشمون غزلخون میرسی...


بوی گشنیز تازه خرد شده که تموم خونه رو به تصرف خودش در میاره.


بوی خیار ترد و تازه ای که قاتی گوجه های ریز و نگینی خرد شده میشه و منتظر آبغوره میشینه تا سالاد شیرازی بشه.


بوی خاک باغچه ی وقتایی که بابابزرگ به سبزیجات کاشته شده ش آب می داد.


بوی ماهی سبور در حال کباب شدن و رشته پلوی مامان بزرگ. 


بوی شامپوی بچه و لطافت پوستی که روی لبت موقع بوسیدن یه نی نی تازه از حمام اومده حس میکنی. 


بوی گلاب وقتایی که غمگینم و قراره حالم رو بهتر کنه.


بوی بستنی زعفرونی یا بوی زعفرون غوطه ور توی بخار وقتی که در قابلمه ی لوبیا پلو رو باز میکنم.


بوی دمنوش بابونه عصرونه. 


بوی همبر زغالی اون ساندویچیه که به خاطر کثیفیش هیچ وقت از ساندویچاش نخوردم.


بوهای معرکه ای که هنوز به مشامم نرسیده و منتظرشونم. 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۲۷
لادن --

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی