زندگی با طعم لادن

زندگی با طعم لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 285

سه شنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۱۹ ق.ظ
بیش تر از یک ساله که کسب و کار هنریش رو شروع کرده. توی خونه و سر حوصله با نخهای رنگی و طرح های فانتزیش مشغوله. هر بار به من میگفت شروع کن یه بهانه می تراشیدم. خودمم میدونم بهانه ست. بالاخره ته مونده پس اندازم رو خرج خرید یه سری ابزار و متریال کردم. کلی زمان صرف این شد که چی رو از کدوم سایت و پیج و کانال سفارش بدم. اما... اما نداره باز دارم بهانه میارم. 
پیج دکتر مجید حسینی رو که دنبال میکنم بیش تر مطمئن میشم باید یه جا دور بزنم برگردم تو جاده اصلی زندگیم. همینطور بی هدف دارم میرم. 
با کلی ذوق یه عکس فرستاده که این مدل رو میتونی برام ببافی؟ خودم نمیتونم به نظر سخت میاد. گفتم احتمالا می تونم. برنامه ریزی کردم که امتحان میکنم، چند تا موتیف می بافم میام نشون میدم راضی بودی ادامه بدیم. مونده بود توافق سر رنگ کاموا. هر چی گشتم اون رنگی که میخواست پیدا نشد. چند جا پرسیدم قیمتا روز به روز بالا میره مثل همه چیز دیگه. کاموایی که دو سه سال پیش میخریدم 4500 شده بود 9000 تومن. پیام فرستادم با همین قیمت بخرم، فروشنده گفت قیمت امروز 11 تومنه. به دوستم گفتم، نوشت: 
بیخیال. خودمم تازگی هیچی نخریدم. دست روی هر چی بذاری چند برابر شده... 
منو بگو میخواستم تازه شروع کنم. گفتم :
یه نفس عمیق بکش سارا جان.
بعد آهنگی که تازه دانلود کرده بودم و داشتم گوش می دادم و هنوز به انتها نرسیده بود براش فرستادم و نوشتم: 
میوزیک بنیوش رفیق جان 

آره بابا! گور بابای دنیاشون/ دنیامون. 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۹
لادن --

نظرات  (۱)

کار بسیار خوبی کردید!
پاسخ:
کامنت قبلی هم رسید. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی