زندگی با طعم لادن

زندگی با طعم لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 284

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۰۰ ب.ظ

این روزا دارم کتاب "هنر داستان نویسی " دیوید لاج رو میخونم. در کنارش سری می زنم به مطالب نوشته شده توی اینترنت، خلاصه و نکته نویسی های قبلیم و بریده مجله هایی که جمع کردم. حالا وقتی به سراغ داستان کوتاه های منتشر شده توی مجله ها و فضای مجازی میرم همه رو به هم شبیه می بینم. آن قدری که تلاش شده از اصول و قواعد درست نویسی (!) پیروی بشه به اصل داستان و حس نویسنده پرداخته نشده. طبیعیه که لذت خوندن چنین داستان هایی برام کمتر از قبل شده. کم کم دارم متوجه میشم چرا گوش دادن به نقل و حکایت ها، خاطره ها و صحبت های پیرزن پیرمردای بی سواد یا کم سواد اما بی ادعا، لذت‌بخش تر از شنیدن و خوندن از تحصیل کرده های پر ادعای همه چیزدونه. 

توی دنیایی که هر لحظه در حال انبساطه، که یکی از تعیین کننده ترین عامل های رخ دادن یا ندادن یه واکنش یا رخداد شیمیایی، افزایش آنتروپی و بی نظمیه، دلیل این همه اصرار آدمی برای پایبند بودن به اصول و قواعدی که حاصل دست خود و بر جا مونده از عقاید افرادی، هر چند نخبه، از نسل های قبل هست رو درک نمی کنم. 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۳۱
لادن --

نظرات  (۳)

۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۶:۰۷ استاد بزرگ
:)
پاسخ:
:)
هر داستان نویسی باید هنری داشته باشه که فقط مختص خودش باشه!این که همه بخوان از یک قاعده و قانون پیروی کنن،نتیجه ش این میشه که داستان ها واسه خواننده تکراری وشبیه به هم به نظر برسه!
از خواندن نوشته های خودم خسته نمیشم!چون اون چیزی رو نوشتم که با تمام وجود حس ش کردم و بیشترشون واقعیت هایی است که باهاشون زندگی می کنیم.
تکامل نتیجه ی تضاد و بی نظمیه!


*خوشحال شدم.
پاسخ:
شاید در حد دونستن الفبا ضروری باشه. 

قاعده و قانون شاید جزئی از نوشتن باشه، اون حس و حال و موضوع و حوادث جاری در نوشته هست که اون رو از بقیه متمایز میکنه
اگه نه که همه شبیه به هم میشدن...
ممنون میشم کتاب ها و مقالاتی که در این زمینه داری رو بهم معرفی کنی.
پاسخ:
بله نظر شما هم درسته اما یه نگاه به دور و برمون که بندازیم متوجه میشیم اغلب اتفاقات اصیل و ماجراهای شگفت انگیز که شنیدن و خوندن درباره شون جالبه هر کدوم از یه الگوی خاص پیروی میکنن. محدود شدن به قوانین اولیه نوشتن گاهی دست و پاگیر میشه و این رو توی آثار خیلی از نویسنده های جوان این دوره میشه دید. لا اقل من اینجوری حس میکنم. 

چند سال پیش چندتایی کتاب درباره ی فیلم نامه نویسی خوندم. مثلا از سید فیلد و یا کتاب داستان از رابرت مک کی.طبیعیه که موضوع برام جالب شده بود و هر جا مطلبی میدیدم نگه میداشتم یا نکته برداری می کردم. این روزا چیز جدید و خوبی درباره ی داستان نویسی بخونم میام وبلاگ مینویسم. 
یکی از کتابایی که الان دستمه " فارسی نویسی برای کودکان " نوشته ی نادر ابراهیمی هست.  

+ حقیقتش از بس برای سرگرمی برادرزاده هام داستان سر هم کردم، تصمیم دارم شانسم رو در حوزه داستان نویسی کودک امتحان کنم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی