زندگی با طعم لادن

زندگی با طعم لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 265، لادن

دوشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۲۳ ق.ظ

هر چی به مغزم فشار میارم اسم قرص ضد تهوعی که بهش حساسیت داشتم یادم نمیاد. وقتی میخوردم به شدت تپش قلب میگرفتم، بیقرار میشدم، نه میتونستم بشینم نه بایستم، نه حرف بزنم نه هیچ کار دیگه. بیقراری حس وحشتناکیه. این چند روز یه جور دیگه بیقرارم، عجیبه نه افسرده م، نه ناراحت، نه عصبی، حتی استرس چیزی رو هم ندارم فقط نا آرومم. قلبم تند میزنه و گاهی نفس کشیدنم سخت میشه. درست حسابی درس هم نخوندم این روزا. چرا اینا رو مینویسم؟ چرا اینجا؟ میگفت: مثل این میمونه با یکی بری بیرون بعد  بگی خب حالا جهنم و ضرر یه بستنی هم بخوریم. اینه داستان این مدل یادداشتام.

ساعتام جفت میشه، همین الان یهو چشمم خورد به چهارتا صفر بالای صفحه ی گوشی. این عقیده ی مسخره منصوره بود، میگفت این لحظه ها معنی داره. 

چند صفحه ی آخر جز از کل باقی مونده بود امروز خوندمش. یه جاهایی دلم میخواست برای جسپر زار بزنم، در اصل برای جسپر درون خودم. 

سه تا بذر لادن کاشتم، فقط یکیش جوانه زد. کاش نارنجی بشه گلش. 

چند روز پیش با خودم فکر میکردم کاش یه آدم شاد و پر انرژی بودم اون وقت آرزو میکردم خدا بهم یه خانواده ی شلوغ بده با حداقل چهارتا بچه، اون وقت صبح دور میز صبحانه با هم آواز میخوندیم و میخندیدیم اما از اونجا که چنین آدمی نیستم همون بهتر که فرزندی نداشته باشم. امروز که مجله داستان چند ماه پیش رو ورق میزدم رسیدم به یه داستان که درباره ی یه خانواده بود که یه کاروان میخرن تا با هم به یه ساحل دور برن و جزر و مد دریا رو تماشا کنن. وقتی داشتم توصیف فضای داخل کاروان رو میخوندم بازم به همون خانواده ی شاد و شلوغ فکر میکردم با چند تا بچه ی قد و نیم قد. کاش پدر و مادر منم قبل از صاحب فرزند شدن به مسئولیت شاد بودن فرزندشون فکر میکردن، فقط فکر، که بدونن چنین مسئولیتی هم وجود داره. داره دیگه؟!

امروز پنج بار مار عینکی کشیدم. از مصائب عمه بودنه. 

این روزا بیقرارم.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۳
لادن --

نظرات  (۱)

تپش قلب و تنگی نفس و بیقراری اگر علت فیزیکی نداشته باشه میتونه از نشانه های حمله پنیک باشه. درباره پنیک سرچ کنید و ببینید نشانه هاش رو دارید یا نه. اگر لازم بود برید پیش یک روانپزشک
پاسخ:
نه این چیزا نیست. 
ممنون از راهنماییتون 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی